شاسكولاسيون پيشرفته
سه‌شنبه ٨/١٢/٨٥ ● ساعت 22:16 ● شاسکول

شاسكولاسيون 1

شاسكولاسيون 2

شاسكولاسيون 3

یادداشت (27)



كار نزد ايرانيان است و بس
سه‌شنبه ١/١٢/٨٥ ● ساعت 19:09 ● شاسکول

گفتم: چه كارا ميكني؟
گفت:كار نمي كنيم كه.
گفتم: آخه چرا؟
گفت: قديما مي گفتن ما ايرانيا نفت داريم. كسي هم كه نفت داره كه كار نميكنه. تازه حالا انرژي هسته اي هم كه داريم. ديگه چرا كار كنيم؟

یادداشت (160)



مشكل باغ قلهك در ديدار شاسكول با سفير انگلستان آقاي جفري آدامزمورد بحث و بررسي قرار گرفت.
چهارشنبه ٢٥/١١/٨٥ ● ساعت 22:19 ● شاسکول

شاسكول

در عكس آقاي جفري آدامز از شاسكول با علامت ضربدر مشخص شده است. فردي كه با كت آبي در اين عكس ديده مي شود يكي از علاقه مندان شاسكول مي باشد كه از غفلت مامورين امنيتي سوء استفاده نمود و توانست يك عكس يادگاري با شاسكول داشته باشد.

پس نوشت: بعد از گذاشتن اين پست، جفري تماس گرفت و بسيار گله كرد كه “شاسكول جان! همه فكر مي كنن اين عكس مونتاژه! هيچكي باور نمي كنه. تو رو خدا بگو كه اين واقعا تويي”. لذا شاسكول در اينجا اعلام مي دارد كه كساني كه در اصلي بودن عكس شك دارند خيلي خيلي خيلي سخت در اشتباهند. اين فرصتي بود كه شاسكول يك بار براي هميشه به جفري داد.

یادداشت (203)



ولنتاين
سه‌شنبه ٢٤/١١/٨٥ ● ساعت 19:55 ● شاسکول

هر روزي كه انسان در آن مرتكب نگاه به نامحرم (البته به غير از تو عزيزم) نشود همانا آن روز، ولنتاين است. (شايدم شب)

شاسكول تو

پس نوشت: امسال رو بي خيال ما شو. كفگير نه تنها ته ديگ هم وجود ندارد بلكه از شدت بدبختي خورده شده است.

یادداشت (62)



ماجراهاي هم خانگان (قسمت اول)
دوشنبه ٢٣/١١/٨٥ ● ساعت 11:06 ● شاسکول

من : هه، اين يكي از مال خودم بهتره.
هم خانه (بهت زده): كدوم يكي؟ منظورت چيه؟
من: هيچي بابا. باز مسواك تو رو اشتباهي زدم به جاي مسواك خودم. حس مي كنم باوجودي كه هر دو يه ماركن ولي مال تو بهتر از مال منه.
هم خانه: چي !!؟ تو چيكار كردي؟ مسواك منو زدي؟ باز؟ مگه تا حالا جند بار ديگه اين كار رو كردي؟
من: اه مگه چه اشكالي داره ؟ ما كه همخونه ايم. اين حرفا رو با هم نداريم كه.
هم خانه: چرا مزخرف ميگي؟ مسواك رو كه نمي شه مشترك استفاده كرد.
من: اه چطور صابون رو ميشه مشترك زد ولي مسواك رو نمي شه؟؟؟
هم خانه: آخه الاغ جان صابون با مسواك خيلي فرق مي كنه.
من: چه فرقي مي كني؟
هم خانه: بابا … خدايا عجب گيري افتادم.
من: اصلا مي دوني چيه مسواك مشترك خيلي معقول تر از صابون مشتركه.
هم خونه: ها؟ چطور مگه؟
من : فقط وقتي بعد من ميري حموم يه خورده اون قوه تخيلتو كار بنداز. به اولين چيزي فكر كن كه مي شوري و آخرين چيزي كه من قبل از تو شستم.
هم خونه (افسرده): من مي رم مسواكمو بزارم واسه واكس زدن كفشا. با اين توضيحت فكر كنم همون مسواك تو واسه جفتمون كافيه.
من: بابا گفتم كه مسواك تو از مال من بهتره. مال منو بزار واسه واكس!

یادداشت (265)