نقش لیوان در وبلاگ نویسی
پنج‌شنبه ٩/٦/٨٥ ● ساعت 07:21 ● شاسکول

شاید دست تقدیر در کار بود که وقتی من از آخرین کامنت اسپمم به عنوان آخرین پستم استفاده کردم به همت والای دوست و همکار گلم برای همیشه از شر کامنتای اسپم خلاص شدم.شایدم اینا کارایی اون لیوانیه که بهش دادم.خودمم هنوز گیجم.

مرد می خوام و ایضا زن که بیاد کامنت اسپم بذاره.

پس نوشت (به لهجه غلیظ مشهدی): هوی یره! مو مارُم.
پس نوشت 2:امیدوارم خداوند هر چه زودتر توفیق خدمت به شیما رو هم به این دوست گلم بده تا هر چه زودتر اسباب کشی کنه و بره خونه جدید.

یادداشت (25710)



درد دل های یک آبجی
دوشنبه ٦/٦/٨٥ ● ساعت 13:23 ● شاسکول

مردها مثل کامپیوترن:
برای اینکه توجهشونو جلب کنی باید اول روشنشون کنی (Turn them on)

قراره بهت کمک کنن مشکلاتتو حل کنی ولی اکثر مواقع مشکل خودشونن.

کلی دیتا روشون هست که به لعنت خدا هم نمیرزه.

همین که با یکیشون دوست میشی، می فهمی که خیلی مدلای بهتری هم تو بازار بوده که میتونستی بگیری

میشنون چی میگی ولی نمیفهمن منظورت چی بوده.

پسنوشت:آبجیایی فمینیست برای سلامتی شاسکول صلوات ختم کنند.

یادداشت (398)



تعبیر
پنج‌شنبه ١٢/٥/٨٥ ● ساعت 19:57 ● شاسکول

دیشب یکی از خواب های بد زندگیم را دیدم با وجود آنکه زیاد هم نخورده بودم.
خواب دیدم با یک اره، رنده و کاکتوس، چهار تایی در یک ماشین لباسشویی بودیم. در حالی که عرق سرد بر پیشانیم نشسته بود از خواب پریدم. آخرین صحنه ای که یادم می آید این است که سیامک را دیدم که در حالی که لبخند موزیانه ای بر لب داشت ماشین را روشن کرد. تعبیر این خواب به نظر شما چیست؟ اره و رنده و کاکتوس نماد چه چیزی هستند؟

پ ن: از نوشتن مطلب دیگری درباره سین منصرف شدم.

یادداشت (66)